دختر هستم و مشکل ازدواج دارم

دختر هستم و مشکل ازدواج دارم

دختر هستم و مشکل ازدواج دارم

دختر هستم و مشکل ازدواج دارم

من یک دختر خوشگل هستم ولی خواستگار ندارم ,چرا من کم خواستگار دارم ,مشکل خواستگار دارم و دخترم

سلام.
من دختر بیست و شش ساله ای هستم که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می کنم. قیافه

معمولی دارم ولی اندامم و پوششم عالی است. حجاب و اصول دینی را رعایت می کنم. وضع مالی مناسبی هم دارم.
من سه مشکل دارم.

مشکل اول این است که خیلی کم خواستگار دارم. که تمام خواستگارهایم از من پایین تر بودند.

من مغرور نیستم اما واقعیت را می گویم. خواستگارهایم همه دیپلمه و بیکار یا شاگرد مغازه و شاگرد

اتوبوس و کارگر بوده اند. تازه همان ها هم از من ایرادهای سطحی می گرفتند و مرا پسند نمی کردند.

مشکل دوم این است که خودم سعی می کنم با پسرانی که به نظرم مناسب هستند آشنا شوم.

اما آنها به من پیشنهاد دوستی می دهند و از من رابطه نامشروع می خواهند. که به آنها جواب منفی می دهم.

مشکل سوم این است که مادرم مدام به من سرکوفت می زند و تحقیرم می کند.

هر روز باید سرزنش ها و توهین ها و زخم زبان زدن هایش به خاطر ازدواج نکردنم را تحمل کنم.

سرکوفت تمام دخترانی را که می شناسیم به من زده است. خواهرم هم از من کوچک تر است

و عقد کرده است. در صورتی که همسرش اعتیاد دارد و زندان رفته است و شغلی هم ندارد. الآن هم

با همسرش و خانواده همسرش دعوا و اختلاف دارد. او هم مدام به من سرکوفت می زند

که تو ترشیده هستی و به من حسادت می کنی.

اما چند مورد خواستگار هم به خاطر این که خواهر کوچکترم عقد کرده جواب منفی داده اند. و

چند مورد را هم مادرم با حرفهای احمقانه ای که می زد باعث شد جواب منفی بدهند.

البته من در خانه سکوت می کنم و احترام آنها را نگه می دارم و جوابشان را نمی دهم.

برای ازدواج کردن هر کاری هم توانسته ام کرده ام و می کنم. البته کارهای عقلانی و حلال.

اما هر روز عذاب می کشم. فکر می کنم خداوند مرا فراموش کرده است. با این که

کنار خانه خودش از او خواستم کمکم کند ازدواج کنم. از پیامبر در مسجد النبی هم خواستم. اما هر روز بیشتر نا امید می شوم.

شما بگویید چه کنم. دیگر درمانده شده ام.

نظرات (۳۰) – نمایش (۸۶۸) – نمایش کادر نوشتن نظر

 

بعضی وقتا ناامید میشم بدجور

  • جمعه ۲۴ مهر ۹۴
  • ۲۳:۴۹
Reply
۰۰
عزیزم ناامید نشو حتما چیزی که لیاقتتو داشنه باشه سر راحت قرار میگیره منم یک سال از تو بزرگترم و کمی ناامید ، اکثر مادرها بخاطر ازدواج نکردن سر کوفت میزنند مادر من هم میزند ، اما چه بابد کرد جز سوختن و ساخت و طلب حاجت از خدا ، منم واقعا دوست دارم شریک زندگیم پیدا بشه دی، ه از بی همدم بودن خسته ام با این همه پاکی و نرفتن به راه بد خدا رو شکر ، روزی نیست ازش نخوام جوانی پاک و خوب مثل خودم نصیبم کنه تا پای مرگ وفاداراه کنارشم ، دعات میکنم ، تو هم دعام کن ، امیدوارم روزی بیاد بیای بگی همسر خوب نصیبم شده همه بهم غبطه میخورن  میدونم مثل خودم ناامیدی ولی بازپ صبر میکنیم باشد که جواب صبرمان را از خدا بگیریم ،

 

معادله

  • جمعه ۲۴ مهر ۹۴
  • ۲۳:۵۰
Reply
۰۰
الهی و ربی من لی غیرک

ان شاء الله عاقبت به خیر و خوشبخت بشین

 

بنده شرم سار خدا

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۰۰:۰۵
Reply
۰۰
واسطه کردن  امام ها به خصوص امام حسین واسه من جواب داد

 

شباهنگ

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۰۰:۲۹
Reply
۰۰
هر کار خدا حکمتی داره. ان شاءالله خدا همسر خوبی نصیبتون میکنه. ناامید نشید از رحمتش و توکل کنید و به ائمه اطهار توسل کنید. جواب بدی مادر و خواهرتون رو با بدی ندید. اگه قرار باشه زندگیتون مثل خواهرتون باشه مجرد بمونید بهتره. یه کمی توقعتون رو هم تو ازدواج پایین بیارید و اگه خواستگار باایمان و مناسبی که کمی ازتون پایینتر بود گیرتون اومد جواب مثبت بدید. البته نمیگم شان خودتون رو رعایت نکنید. موفق باشید.

 

باران

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۰۱:۴۲
Reply
۰۰
انشاالا شماهم ازدواج میکنید هرکس قسمتی داره من خودم بااین حال که از نظر زیبایی بد نبودم اما نمیدونم چرا زیاد خواستگارنداشتم البته برای ۲۵سال پیش خانواده خوبی هم داشتم سنم ۱۷ سال بود خداروشکر پسر همسایمون اومد خواستگاریم از لحاظ تیپ وقیافه خیلی سربود هیچکس باور نمیکرد بیادخواستگاری من الن بعداز ۲۴سال زندگی راضیم شما هم مطمئن باش خدا خودش گسی رو برات میفرسته که فکرش هم نمیتونی بکنی همیشه خداوند صلاح بنده خودش بهتر میدونه نماز جعفر طیاررو هم بخون یکی توهمین سایت میگفت که بخت گشاس ومشکلات باز میکنه انشاالا بعداز ماه محرم صفر بیای خبرازدواج ات با یه ادم خوب تحصیلکرده بدی التماس دعا.

 

سعید ۶۵

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۰۱:۴۳
Reply
۰۰
واسطه گری. ببینید تو دوستان یا آشنایان یا هم دانشگاهی ها کسی قصد ازدواج داره.

دوست های خود من دنبال ازدواج دختر خوب برای ازدواج هستن.

 

من م

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۰:۳۸
Reply
۰۰
عزیزم از فحوای کلامت میشه فهمید دختر باشخصیت وفهمیده ای هستی  مشکلی که عنوان کردی فقط مشکل تو نیست خیلی از دخترای هموطنمون دچارشن راه چاره ت اینه که یه سرگرمی ،کار هنری، یا شغلی برای خودت جور کنی تاسرگرم بشی وبا مامانت کمتر برخورد داشته باشی وهمینطور که تا الان احترامشونو نگه داشتی ادامه بدی واجرخودت رو ضایع نکنی واخر ازهمه صبر داشته باشی وتوکل به خدا کنی انشاالله خدای مهربون بهترینها رو سر راهت قرار بده وعاقبت به خیر شی. این صبر وتوکل خیلللللی کار سازه یادت نره.

 

من م

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۰:۳۹
Reply
۰۰
عزیزم از فحوای کلامت میشه فهمید دختر باشخصیت وفهمیده ای هستی  مشکلی که عنوان کردی فقط مشکل تو نیست خیلی از دخترای هموطنمون دچارشن راه چاره ت اینه که یه سرگرمی ،کار هنری، یا شغلی برای خودت جور کنی تاسرگرم بشی وبا مامانت کمتر برخورد داشته باشی وهمینطور که تا الان احترامشونو نگه داشتی ادامه بدی واجرخودت رو ضایع نکنی واخر ازهمه صبر داشته باشی وتوکل به خدا کنی انشاالله خدای مهربون بهترینها رو سر راهت قرار بده وعاقبت به خیر شی. این صبر وتوکل خیلللللی کار سازه یادت نره.

 

خسته ام من

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۱:۲۴
Reply
۰۰
واقعا چه دور و زمونه بدی شده. این همه پسر مجرد دنبال یه خانمی مثل شما میگردن ولی اطرافشون نیست یکیش خودم، در حالی که در نزدیکیشون دخترهای خوبی وجود دارن که اونها با وجود شایستگیهای زیاد خواستگارهای خوبی ندارن و از یک سری آدمهای بی ملاحظه سرکوفت میشنون. کاش میشد ی جوری اینهارو باهم آشنا کرد.

 

نفس

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۱:۴۷
Reply
۰۰
فک می کنم بهتره یه شغل برا خودت دست وپاکنی. میدونم که میگی نیست ولی من میشناسم دخترایی که باسرویس میرن شهرک صنعتی ، توی کارخونه ها و کار بسته بندی و … انجام میدن. خوبه که همیشه صبورباشی و بامادرو خواهرت وارد جدال نشی. اگه خرجتو ازخانوادت جدا کنی وروپای خودت بایستی خیلی خوبه. درضمن اگه آدم ازدواج نکنه بهترازاینه که باآدم معتاد ازدواج کنه که هرروز بحث وجدل داشته باشند. درضمن در محیط کار هم شاید شخص مناسبی برا ازدواج پیداکردی. زیاد غصه نخور. من تویه روستای کوچیک دقت کردم با اینکه همه همومیشناسن ومیدونن چه دختری مجرده ولی متاسفانه تو همه خونواده ها دخترای مجرد منتظر ازدواج نشسته اند.پسرا لاابالی شدند واگر پسرخوبی هم باشه میره خاستگاری دخترای دبیرستانی و کم سن وسال. یهو دیدی ده سال یادوازده سال تفاوت سنی دارن ولی خیلی هم خوشبخت میشن.چه رسد به شهرای بزرگ که همسایه هاهمو نمیشناسن.

 

عشق من

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۲:۳۹
Reply
۰۰
ببین دوست عزیز خدا هیچ وقت بنده هاش رو فراموش نمیکنه این ما هستیم که با خطاهامون و تفکراتمون خودمون ازش فاصله میگیریم. خدا ادمایی رو که بیشتر دوستشون داره بیشتر مورد ازمون قرار میده تا صبر و ایمان اونا رو قوی تر کنه . ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی انسان هست ما به عنوان موجودی انتخابگر و به عنوان یه زن که خودمون نمیتونیم اقدام کنیم واسه ازدواج بایدمعیارها و ویژگی هایی رو که میخواییم همسر اینده مون داشته باشه رو انتخاب میکنیم بعدش میسپریمش به خدا. و خدا خودش در بهترین زمان ممکن کسی رو که صلاحمون بدونه تو زندگیمون قرار میده. فقط کافیه صبر داشته باشی و بهش اعتماد کنی. طبق قانون طبیعت و فطرت انسان مرد طالب و مظهر نیاز و زن مطلوب و مظهر نازه. نیازی نیست که خودت بری دنبال پسرا واسه اشنایی یا… خدا خودش اونی که مصلحت بدونه رو تو زندگیت قرار میده. نگران زخم زبان مردم هم نباش مردم به خدا هم کفر میگن چه برسه به بنده اش. توکلت رو کن به خدا و به خاطر حرف دیگران زندگی خودت رو خراب نکن . منم واست دعا میکنم اونی که لایقت باشه رو خدا هر چه زودتر تو زندگیت قرار بده. چه دلیلی داره که مادرت خاستگارات رو بی دلیل بدون پرسیدن نظر شما رد میکنه یا با حرفاش باعث عقب نشینی اونا میشه‏!‏ این بحثش با احترام گذاشتن فرق میکنه باهاش صحبت کن بگو من خودم میخوام راجع به زندگیم تصمیم بگیرم شما حق انتخاب رو از من گرفتید اجازه نده با زندگیت و اینده ات اینجوری بخاطر بهانه های بی جا بازی بشه بشین محترمانه باهاشون صحبت کن اگ قبول نکرد با یه بزرگتر که مادرت قبولش داره بگو تا باهاش صحبت کنه.                شاد و خوشبخت بشید

 

زن زندگی

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۳:۵۰
Reply
۰۰
با سلام.

پیداست متاسفانه اطراف شما کسایی زندگی میکنن که ارزش و احترام تحصیلات رو درک نکردن حتی خاستگارهاتون هم فرق بین کسی که بخاطر ادامه تحصیلات ازدواج نکرده با کسی که بدلایل دیکه ازدواج نکرده رو نمیفهمن.پس بهتر که ازدواج با اینجور افراد صورت نگرفته.
متاسفانه این جور برخوردها تو جامعه وجود داره شما بهتره ذهنتون رو بهیچ عنوان درگیر نکنید. این جور اعتقادات ارزشمند نیستن واسه چیزای بی ارزش زندگیتونو به مخاطره نندازین و اسباب نگرانیه خودتون نباشید.
بهتره با یه ارامش خاطری که تا الان زندگیتون رو صرف هدف ارزشمندی کردید به ادامه تحصیلتون ادامه بدید .حتما یکی از اهدافتون اشتغال بیرون از منزل باشه تا کیس های بهتری واسه ازدواج بشما پیشنهاد بشه. امیدوارم خوشبخت و موفق باشید.

 

اختاپوس

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۵:۱۴
Reply
۰۰
ببین دختره خوب هر چیزی با نذر و نیاز و توکل به خدا درست میشه درسته ولی واقع بین باش شما به خاطره مشکله دومادتون خب این تاثیر میذاره بلاخره بعد میگید حرفای مادرم

خب خواستگار یه چیزی نیس که مثلا چین تولید کنه یا از خارج از کشور وارد بشه خواستگار همون پسرایی هستن که دورواطرافتون هستن خب لابد شرایطه زندگیتون جوری نیست که پسرایی که دوس داری بشناسنت و بیان خواستگاری
به نظره من به تحصیلات زیاد گیر نده یه پسره پاک و مومن از همین خواستگارات انتخاب کن ان شاالله پیشرفت میکنید زندگیتون خوب میشه

 

وا چه خواهرااا

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۱۷:۴۰
Reply
۰۰
اگه شمام میخواستی شوهری مثل خواهرت کنی که الان ۱۰ تا بچه داشتی

ناراحت نباش خدا همه چیزو میبینه و میشنوه
توسل به امام هادی کن
یه صلوات واسه ازدواج همه مجردا

 

سعید۷

  • شنبه ۲۵ مهر ۹۴
  • ۲۳:۵۱
Reply
۰۰
واقعا چه دور و زمونه بدی شده. این همه پسر مجرد دنبال یه خانمی مثل شما میگردن ولی اطرافشون نیست یکیش خودم، در حالی که در نزدیکیشون دخترهای خوبی وجود دارن که اونها با وجود شایستگیهای زیاد خواستگارهای خوبی ندارن و از یک سری آدمهای بی ملاحظه سرکوفت میشنون. کاش میشد ی جوری اینهارو باهم آشنا کرد.

 نقل از خسته ام من

 

ملیحه

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۱۰:۰۸
Reply
۰۰
عزیزم منم ۲۵ سالمه هم درد توام، مادرم عملا پدرم رو بابت مجرد بودنم در آورده، خانواده من به شدت با ازدواج مدرن مخالفن، خواستگارایی ام که تو فامیل و آشنا و در و همسایه پیدا می شن، واقعا در شان من نیستن، چون ما خانواده جنوب شهری هستیم و اطرافیانمون نه وضعیت مالی نه تحصیلات و نه عقاید و اخلاق درست و حسابی دارن، خواستگارای سنتی ام از بین همینا پیدا می شن دیگه، از بین اطرافیان و فامیل و همسایه ها، معلومه که نمی شه با اینا ازدواج کرد، باید تو محیط تحصیل یا کارت با کسی آشنا شی در شان خودت، من خواستگارای خوبی بین همکارام داشتم که به خاطر تعصب وحشتناک خانوادم بی دلیل ردشون کردم، اگه خانوادت سخت گیر نیستن بهتره به ازدواج سنتی زیاد امیدوار نباشی.

 

سوال کننده

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۱۳:۲۴
Reply
۰۰

سعید ۶۵

لطفا از دید یه پسر به مشکل من نگاه نکنید. من که نمی تونم دوره بیافتم ببینم کدوم پسر قصد ازدواج داره یا نه. بعد از این که فهمیدم قصد ازدواج داره به نظر شما چی کار کنم؟

هر چند الآن پسرهایی رو می شناسم که مجردن و اونا هم بعضی هاشون یا خونواده هاشون منو می شناسن. اما من به عنوان یه دختر چی کار می تونم بکنم.

واسطه گری هم معنی نداره. خیلی ها هستن که منو می شناسن و پسر هم سراغ دارن اما از من حرفی نمی زنن.

 

سوال کننده

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۱۳:۳۵
Reply
۰۰

خسته ام من

من هم از این مسأله خیلی ناراحتم. پسری که لیاقت منو داره نمی دونه که من وجود دارم، اون وقت آدمهایی که خیلی از من پایین تر هستن میان خواستگاری. درد این جاست که یه عیب های مسخره روی من می ذارن و میرن.

بعضی وقت ها به خدا میگم چرا من و پسرهای خوب رو با هم آشنا نمی کنی.

 

سوال کننده

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۱۳:۴۰
Reply
۰۰

نفس

خدا رو شکر من یه شغل آبرومندانه دارم. شغلی که خیلی بهتر از کارگری توی کارخونه هست. البته بعد از ازدواج دیگه سر کار نمیرم.

خرجم هم خیلی وقته که از خونواده سوا شده.

این موضوع که پسرهای هم سن من میرن با دخترهایی که ده سال از خودشون کوچک تر هستن ازدواج می کنن منو خیلی ناراحت و نگران کرده.

 

سوال کننده

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۱۳:۴۷
Reply
۰۰

اختاپوس

برای من تحصیلات زیاد مهم نیست. همین خواستگارهای داغونی که اومدن هم اونا منو پسند نکردن. اون هم به دلایلی که اگه بگم می خندین.

شما بگین شرایط زندگیم باید چه جوری باشه؟ من که کنج خونه ننشستم اما باز هم انگار کسی منو نمی بینه.

 

مهتاب

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۲۲:۳۴
Reply
۰۰

امروز یه جا نوشته بود

(در عجبم از مردمانی که دنبال نیمه گمشده خود میگردنند درحالیکه خود را گم کرده اند و درپی یافتن خود نیستن از امام علی(ع))البته جمله بندیش زیاد یادم نیست ولی مفهمومش همینه

 

الی خانوم

  • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴
  • ۲۲:۴۵
Reply
۰۰
خانوم این ۳ مشکل شما رو منم دارم .بقیه هم دارن

کیسای با شرایط خوب اگه اهل دوستی باشن رو این دختر کاربلدا تور میکنن .

اونایی که خوبن و معتقد هم هستن سنتی و تو چارچوب غیر دوستی اقدام میکنن . خیلی دخترای خوب هستن که به اینا معرفی نمیشن چون دیده نمیشن توسط اون طور آدما

خاله و عمه و دوست و همسایه و …. مغز دختر دم بخت رو به جوش میارن با مدام حرف مفت زدن !!!( ببخشید البته). یه حرکت مفید هم ازشون سر نمیزنه !!

زیادن پسرایی که نیت سوء دارن با وجهه ی خیر مین جلو .

حالا باز اینا که خوبن

من جدیدن با هر کی صحبت و مشاوره میکنم در جواب همه ی موارد بالا , ییهو !!گزینه ی صیغه رو پیش میکشه !!!

یعنی چقدر شوت باید باشه کسی که نفهمه مسئله ی یه دختر تو این سن دیدن شدن برای ازدواج هست , نه اینکه تخلیه ی جنسی با هر آدمی که دم دست بود !!! تفاوت هست بین دختر جوان مجرد و مرد !!!

اول اینکه پوستت رو کلفت کن ! رک بگم دیگه

در ثانی سعی کن این افکار منفی رو یادآوری نکنی با خودت_ من امروز تصمیم گرفتم این کارو دیگه نکنم چون مغزت میپکه_ سعی کن ذهنت رو آزاد بزاری و افکار مثبت رو فقط اجازه بدی بیاد

راه های خوب کشف کن !! مثلا اگر دوست متاهل داری که شوهرش دوستای مجرد داره به شرایط شما بخورن از ایشون بخواه معرفیتون کنه !!! سعی کن تو معاشرت هات با کسایی گرم بگیری که دست به خیر باشن !!! باید دیده بشی . توسط آدم هم کفو خودت

برای تزدیکان دلسوز و قابل اعتمادت معیار هات رو بگو و بحث بنداز که خبر داشته باشن . شاید معرفی شدی مورد مناسبت پیدا شد

یه توصیه هم دارم , نمیدونم چقدر مناسب حال شما باشه : کیس هایی که خیلی فاصله دارن از ایده آل هات رو نپذیر برای آشنایی!!!! فقط یه دختر میفهمه یه کیس پایین تر از خودت ریجکتت کنه چه دردی داره !! قبولشون نکن !!!نزار همچین کسی عزت نفست رو پایمال کنه ! ببین تعداد کیس هات کم مبشه , کمتر میشه در واقع , ولی در عوض کمتر اذیت میشی !!! عزت نفست هم حفظ میشه

سعی کن ویترین خوبی داشته باشی . اول باید خوب دیده شی تا بعدن بشناسنت !!!

فقطم بحثم ظاهر و استایل نیست

گاهی مهارت های ارتباطی خیلی خیلی موثر تر از حتی ظاهر هستن برای دیده شدن و معرفی خوبی های خودت به بقیه

چند وقت پیش جایی مهمونی دعوت بودیم , جمع دخترانه ای بود .همه جوان . نزدیک ۲۰ نفر . یکی از دختر خانومای جمع تو یه بحث مذهبی شذوع کرد اظهار نظر کردن و بعد دیگه با احساس تمام از تجربیاتش و اعتقاداتش و خیلی رفتاراش و … میگفت … باور کن تنها کسی که تو اون مهمونی تو ذهنم مونده بعد یه ماه اونه !!! انقدر قشنگ خودشو نشون میداد که همه دیدگاه مثبتی بهش پیدا کردن و تو ذهن همه موند .

مهارت های ارتباطی. رو بالا ببر و ضمنن چک کن ببینی تصویری که بقیه از تو دارن چطور تصویری هست ؟! چطور میفهمن تو رو

پ ن : من خودم مدتیه تمرکزمو دارم معطوف کار و درس و ورزش و دوستام و … میکنم و ازدواجو از اولویت اوووول بودن در آوردم . فشار این شریط نامطلوب کمتر شده . خب تو این حال رفتار بهتریم میتونم داشنه باشم !

موفق باشی

 

الی خانوم

  • دوشنبه ۲۷ مهر ۹۴
  • ۰۱:۰۴
Reply
۰۰
یه نکته ی کلی ه دیگه که به نظرم میاد بگم ببین از خیلی خیلی دور به همه مسائل نگاه بکنیم؟ هیچ چیزی تو این دنیا نباید وجود داشته باشه برای نگرانی !!! دنیا انقدددددر بزرگه , انقدر پیچیده لس که با عقل هیچ انسانی هیچ موضوعی به اون قطعبت قابل پیش بینی نیست که تو بتوتی از وقوعش مطمئن باشی. چطور بابت چززی که مطمئن نیستی نگران میشی یا غصه میخوری ؟؟؟؟ مثلن نوشتی اینکه پسرلی همسن ما میرن سمت کوچیکتر از خودشون و این نگرانت میکنه من زیاد دیدم پسر های تو همین رنج سنی که تقریبا همسن گرفتن, نمونه ش پسر داییم که شب جمعه عقدش بود! بازم زیاد دیدم پسرهایی تو همین رنج سنی که بزرگتر از خوذشون گرفتن , نمونه اش نوه داییم که سه ماه پیش عروسیش بود نشین الکی برای خودت دلیل پیدا کن برای مضطرب و ناراحت شدنت ! خب؟؟

 

نیکا

  • دوشنبه ۲۷ مهر ۹۴
  • ۰۷:۵۴
Reply
۰۰
عزیزم منم دوران مجردی همینجوری بودم و با این مسائل مشکل داشتم.مخصوصا وقتی دوست پسرمیگرفتم بدجوری تو ذوقم میخورد.و درمورد خاستگارام هم حالم بدمیشد بهشون فکر میکردم.ب نظر من دخترباید قبل بیست سالگی ازدواج کنه چون بالارفتن سن باعث مشکلات شخصیتی میشه و هم بخاطر آزار و اذیت بقیه عصبی و خسته ای و هم توقعاتت بالاتر رفته.یکم واقع بین باش و ملاکایی که دوسداری همسرت داشته باشه رو بنویس.بعد شروع کن به دعا و نماز.نمازحضرت علی رو سرچ کن یه دعایی داره بخون.خانوم عزیز پسرا دیگه زیربار ازدواج نمیرن چون یا معتادشدن یا مشکل اخلاقی و هوسباز شدن.گزینه ها کم شده.منم برات دعا میکنم که یه نامزد با اخلاق و باخانواده مثه من نصیبت شه

 

پرتو خورشیدی*متاهل*به سوال کننده

  • دوشنبه ۲۷ مهر ۹۴
  • ۰۹:۱۴
Reply
۰۰
عزیز دلم حتما بگو که قصد ازدواج داری

من موقعی که سرکار میرفتم همکارم بهم گفت نمیخوای درستو ادامه بدی؟
منم به شوخی برگشتم گفتم نه من بیشتر ازدواجیم اهل درس نیستم
گفت جدی؟ گفتم آره بابا درس چیه(حالا داشتم شوخی میکردما)
بعد یه بار مادرش پسر خواهرشو(پسرخاله ی همکارم) آورد که منو ببینه
یه بارم یکی دیگه از همکارام میخواست منو به پسر عموش معرفی کنه که اونم پسر خوبی بود
خلاصه از هر فرصتی استفاده کن برای اینکه بگی قصد ازدواج داری وقتی بدونن تصمیم جدی داری راحت تر مورد معرفی میکنن وقتی چیزی نمیگی دیگه باید چی بشه که بهت معرفی کنن
حتما حتما ابراز کن قصدو تصمیمت برای ازدواجو و بگو که چجور پسری میخوای و ملاکای اصلیتو هم بگو همه رو نگو که پر توقع جلوه کنی

 

مینو

  • دوشنبه ۲۷ مهر ۹۴
  • ۱۵:۰۵
Reply
۰۰
یه سوال برام پیش اومد

چرا هیچ وقت هیچ آقا پسری نمیاد بگه من اهل دوستی نیستم دختر خوب هم بهم معرفی نمیشه !؟؟؟
پسرا دنبال ازدواج نیستن یام مشکلی ندارن تو کیس پیدا کردن ؟
چجوره ؟؟

 

به الی خانوم

  • دوشنبه ۲۷ مهر ۹۴
  • ۲۰:۴۴
Reply
۰۰
الی خانوم

چطور میشه مهارت ارتباطی رو تقویت کرد؟فک کنم برای من زیر صفره،خواهش میکنم راهنماییم کنید.

 

به الی خانوم

  • سه شنبه ۲۸ مهر ۹۴
  • ۱۹:۴۴
Reply
۰۰
ببینید مهارت ارتباطی چیز عجیبی نیست . اکتسابی هم هست

یعنی با کار کردن رو خودت میتونی تقویتشون کنی . میتونی به اندازه ی کسی که بالاترین مهارت رو داره مهارت داشته باشی . چون خدا همه ی بنده هاشو یکسان خلق کرده !
سرچ بکنید مطلب زیاد پیدا میشه
ولی به نظر شخص خودم یه سری چیزا موثره
مثلن اعتماد. به نفس و احساس رضایت درونی از چیزی که هستیم
اعتماد به افراد مقابل و دوست داشتن آدما , منظورم ساده لوحی نیستا !
مطلب زیاد هست …. نمیدونم چی بگم
من خودم زیاد عالی نیستم تو این زمینه
خوب میشه یه نفر بیاد پست بزاره در این رابطه

 

میتی کُمان

  • چهارشنبه ۲۹ مهر ۹۴
  • ۱۲:۵۲
Reply
۰۰
با توجه به اینکه سنت ۲۶ سال هست اصلا واسه ازدواج دیر نشده.

از گفته هات پیداست که دختر باشخصیت و خوبی هستی.
واسه اینکه امکان ازدواجت بیشتر بشه  به این نکات توجه کن:
– سعی کن زیاد تو خونه نمونی،
– بیشتر تو جامعه حضور داشته باش،
– تو مراسم و مهمونیها شرکت کن،
– تو جشنها حتی تو عزاداریها حضور داشته باش،
– اگر میتونی تو بعضی از کلاسهای هنری،آموزشی ثبت نام کن،
– با پیدا کردن دوستان جدید سعی کن دایره ارتباطاتت رو وسیعتر کنی،
– ازاونجایی که از گفته هات برمیاد مذهبی هستی،پس حضور در مسجد و مراسم مذهبی رو – فراموش نکن،چه بسا اونجا مورد توجه مادر یا خواهر یه آقاپسر خوب قرار بگیری،
– چه اشکالی داره به دوستای نزدیکت بگو اگر مورد خوب سراغ دارن تو رو بهش معرفی کنن.
– افسرده و ناامید نباش،چون آقایون از چهره گرفته خوششون نمیاد،
– بگرد ببین چه استعداد بالقوه ای در وجودت هست که بتونی با تقویت اونا خودت رو به جامعه بیشتر معرفی کنی،مثلا استعداد نقاشی کردن، شعر سرودن و….
– درآخر یه خورده توقعاتت رو در مورد سطح مدرک خواستگار پایین تر بیار.الان تو دانشگاها ۶۵درصد خانمها حضور دارن و ۳۵درصد آقایون،طبیعتا بعضی خانما باید با آقایونی که مدرک پایینتری دارن ازدواج کنن.(اون زمانیکه بعضیا به به و چه چه میکردن که بععععله سطح سواد خانمها بیشتر از آقایونه، باید فکر این روزا هم میکردن. الانم که بعضیا به به و چه چه میکنن که بعععله باید فرصت اشتغال خانمها و آقایون برابر باشه ،باید فردا رو هم ببینن)
خلاصه اینکه همونجوری که اولش هم گفتم تو دختر متین و باشخصیتی هستی،امیدوارم و دعا میکنم یه خواستگار خوب واست پیدا بشه.

 

حجت

  • چهارشنبه ۲۹ مهر ۹۴
  • ۱۴:۱۶
Reply
۰۰
اونا همه حسادت میکنن مطمئن باش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.