بایگانی برچسب: بدبختی های خودارضایی

خودارضایی بیچارم کرده

خودارضایی بیچارم کرده

سلام
من یه پسر بین ۲۴ تا ۲۶ ساله هستم. متاسفانه از دوران دبیرستان توسط یکی از همکلاسی

هام با خودارضایی و مسائل مرتبط با اون آشنا شدم و چون پیش زمینه ی چندانی

از این مسائل نداشتم این مساله به شدت زندگی منو تحت تاثیر قرار داد و تا الان هم ادامه داره…

من همیشه در مقابل این مشکل مقاومت کردم و از همون اول انواع و اقسام روشها رو امتحان کردم،

از کمک های اعمال مذهبی و دعا گرفته تا دقت در غذاها و گاهی دوری از شرایط مورد نظر … ،

اما چند عامل مهم بوده که هیچوقت نتونستم به طور کلی حذفشون کنم:

یکی شخصیت خودم که علاقه به تنهایی و گوشه گیری دارم، و این عامل باعث میشه مدام در موقعیت این عمل قرار بگیرم.

یکی علاقه شدیدم به زیبایی خانم ها (مخصوصا موهاشون، واقعیتش من مثل بقیه نیستم

که موارد دیگه تاثیر خیلی زیادی روم بذاره…البته این مورد هم فقط به دلیل هوس

نیست و چیزیه که از بچگی بامن بوده، اما به دنبالش هوس و اینها هم داره…)

و مورد دیگه در دسترس بودن تصاویر و فیلم های تحریک کننده موجود در اینترنته

و اینکه من از دوران دبیرستان کاملا با اینترنت و فضای مجازی آشنا شدم

و الان یه جواریی کارم اینه و نمیتونم این یه مورد رو حذف کنم. چون کارو زندگیمو باید تغییر بدم.

حالا بعد این همه سال هیچ تغییری در رفع مشکل من به وجود نیومده،

قبلاها یه مدت کوتاهی، هفته ای، ماهانه کنارش میذاشتم اما حدود ۳ .۴ سالی میشه

خیلی بدتر شدم. شکست توی عشق یه طرفه چندین ساله، بیکاری و عدم توانایی

در اشتغال به کار مرتبط با تحصیلاتم (لیسانس)، و بیکاری و سرکوفت ها و شکست های

مختلف الان منو به جایی رسونده که این کار برام شده مثل مصرف مواد مخدر، مثل یکی

که انگار مجبوره اینکار رو بکنه، مدام خودم رو در موقعیتش قرار میدم، حتی خیلی

وفتها نیازی بهش ندارم، هیچ حسی ندارم اما اینکارو میکنم…دیگه از خودم خسته شدم…

شب تصمیم به مراجعه به پزشک میگیرم و روز بیخیال میشم…

همه زندگیمو خراب کرده، نه تحصیلاتم به سرانجام رسیده نه کار و شغلی دارم،

نه دوست و رفیقی دارم، رفتار اجتماعیم با فامیل و دوستان به حداقل رسیده…

درد و رنج پدر و مادرم هم از دیدن درماندگی من یه طرف…

من تا به حال هیچ دوست دختری نداشتم و هیچ رابطه ای از هیچ نوعش رو نداشتم…

حالا فکر الان و آینده ام شب و روزمو سیاه کرده…اینکه خیلی عقب موندم…از هم دوره ای هام…

اونها حتی بچه هم دارن…اما من نه تنها آمادگی مالی یه زندگی مشترک رو ندارم بلکه

آمادگی شخصیتی و روحیش رو هم ندارم (اعصاب ضعیف، کم طاقتی، بی تجربگی و…)…

جتی شاید این مشکل چندین ساله ام گند زده باشه به زندگی آینده ام…به این فکر میکنم

که چجوری میتونم در مدت کوتاه یا یکی دو ساله مشکلم رو کمتر کنم… نمیدونم اگه

بخوام به کسی نزدیک بشم برای ازدواج نکنه اون بفهمه… از رفتارم یا حتی از لحاظ جسمی و یا از مسائل زناشویی…

من همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که مثل خودم باشه یعنی هیچ رابطه ای نداشته باشه قبلا، حتی مومن و با ایمان باشه…

حالا میدونم که با اینکارم گند زدم به این خواسته هام و نمیتونم از خانومی با این ویژگی ها بخوام که شریک زندگیم باشه…

هر چند من غیر از این مشکلم هیچ کار اشتباه یا خبط و خطایی توی زندگیم نداشتم و ندارم،

اما همین مشکل هم منو خیلی تودار، خجالتی، کم اعتماد به نفس، گوشه گیر کرده…اینها یه طرف…

اینکه نکنه از لحاظ جسمی هم مشکلی پیدا کرده باشم اون بدتر عذابم میده، اینکه انقدر اینکار

رو کردم که شاید طرف متوجه بشه (نمیدونم اینو چجوری مطرح کنم)…

شاید مشکل زودانزالی و اینها باشه، شاید مشکل بچه دار شدن باشه…یا شاید این مشکل خودش بازم ادامه دار باشه…

از بس که به دیدن تصاویر زنها و دخترها (بیشتر ایرانی) در شبکه های اجتماعی عادت کردم…

یعنی کسی حاضر میشه با من ازدواج کنه…حتی اگه مخفیش کنم یا کنارش بذارم؟

یکی یه بار میگفت که مشکل تو به وسواس فکری رسیده، نمیدونم چقدر درست میگفت.

ولی نمیتونم به روانشناس و دکتر مراجعه کنم…یعنی میترسم آبروم بره اگه کسی بفهمه…

حالم از خودم به هم میخوره…

بدبختی های خودارضایی , بیچارگی های خودارضایی ,خودارضایی بدبختم کرده ,مشکلات وحشتناک خودارضایی